|
بی تو
بی تو رنجور و خسته بی تو تنهایم
بی تو رنگی ندارد گفته هایم
بی تو اسمان ابی نیست تیره رنگ است
بی تو عطری ندارد گلهایم
بی تو زمستان است همیشه و هر روز
بهار و شکوفه معنی ندارد برایم
بی تو لبها به غصه بسته است
طراوتی ندارد شعرهایم
بی تو جاده ها بی انتها و بسته است
غبار گرفته اند گل خاطره هایم
بی تو گلستان چون صحراست و شقایق یاس
تمام لحظه ها مرده در زندگانیم
بی تو خورشید به ماتم نشسته و غروب نمی کند
بیا و خنده ها را هدیه بیاور برایم
بی تو کوها شکسته قامت شده اند و گل ها پژمرده ز پس کوههای شکسته بشنو صدایم
بی تو فریاد مرده و بی صدا گشته
صدا تنها مرده و من داغدارم
بی توناله می کنند تا سحر ترانه ها
و من بلبل بی اواز گلستانم
بی تو عشق معنی ندارد برایم
بی تو حرفی ندارد قصه هایم


|