تبليغاتX
به من ننگر که شاید با نگاهم - بیا برگرد
تورا دیوانه کنم
  بی تو

بی تو رنجور و خسته بی تو تنهایم

بی تو رنگی ندارد گفته هایم

بی تو اسمان ابی نیست تیره رنگ است

بی تو عطری ندارد گلهایم

بی تو زمستان است همیشه و هر روز

بهار و شکوفه معنی ندارد برایم

بی تو لبها به غصه بسته است

طراوتی ندارد شعرهایم

بی تو جاده ها بی انتها و بسته است

غبار گرفته اند گل خاطره هایم

بی تو گلستان چون صحراست و شقایق یاس

تمام لحظه ها مرده در زندگانیم

بی تو خورشید به ماتم نشسته و غروب نمی کند

بیا و خنده ها را هدیه بیاور برایم

بی تو کوها شکسته قامت شده اند و گل ها پژمرده ز پس کوههای شکسته بشنو صدایم

بی تو فریاد مرده و بی صدا گشته

صدا تنها مرده و من داغدارم

بی توناله می کنند تا سحر ترانه ها

و من بلبل بی اواز گلستانم

بی تو عشق معنی ندارد برایم

بی تو حرفی ندارد قصه هایم

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:22  توسط حسین سبزواری 17 ساله از خوزستان |